
با ZبوN بیZبوNی MیگM دوSت دارM...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باد معدتیم
فشار بیار هوا شیم رفیق
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستت ندارم به اندازه اقیانوس، چون یه روز تموم می شه.
دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می کنه.
دوستت دارم به اندازه روت که هیچوقت کم نمی شه!
.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمیتونم بگم که فقط تو رو دارم چون دیشب خرمون زایید !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اس ام اس مثله فاتحه میمونه
واسه هرکی میفرستیش روحش شاد میشه

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه میکردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین میکردند و به راحتی میشد فکرشان را از نگاهشان خواند:نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی میکنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.
پیرمرد
برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا
آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به
رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد
کمینوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمینوشید. همین که پیرمرد به
ساندویچ خود گاز میزد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه میکردند و
این بار به این فــکر میکردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر
هستند که نمیتوانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد
شروع کرد به خوردن سیب زمینیهایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف
میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه
بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است، ما عادت
داریم در همه چیز شریک باشیم.
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را میخورد، پیرزن او را نگاه میکند و لب به غذایش نمیزند.
بار
دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک
ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ماعادت
داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: میتوانم سوالی از شما بپرسم خانم؟
-پیرزن جواب داد: بفرمایید
چرا شما چیزی نمیخورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید. منتظر چی هستید؟
-پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا!!
تو بارون که رفتی ، شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
تو بارون که رفتی ، دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره
دلم بی قراره
نه شب عاشقانه است
نه رویا قشنگه
دلم بی تو خونه
دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون ، که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب نا امیدی....
- تابستان است و فصلی که قالب یخ در لیوان نوشیدنی، نقش زیادی در خنک شدن بازی میکند. اما چرا خودمان را به قالبهای یخ تکراری محدود کنیم.
2- این هم یک طراحی منحصر به فرد صندلی. کاش در ایران هم بود. دقیقا
چیزی است که من دنبالش هستم، یک صندلی که در آن آسوده و رها از جاذبه
هستید.
پاها را میتوانید هر زمان که خواستید بلند کنید یا جمع کنید و
آدم میتواند حسابی روی صندلی تاب بخورد!
ادامه مطلب ...

امروزه تعداد زیادی از افراد ۶۴-۲۰ ساله از کمر دردهای مزمن و مداوم رنج میبرند و بسیاری از آنها اذعان دارند که درمان کمر درد بسیار مشکل است.
کمرناحیه بسیار پیچیده با منابع بالقوه درد زیادی است اگرچه به نظر میرسد عمل جراحی راه حل فوری درمان باشد اما ۸۵% افراد واقعا نیازی به جراحی نداشته و هیچ سودی هم از بابت عمل جراحی نمیبرند. بنابراین روش های دیگر درمانی مانند: فیزیوتراپی، ماساژ، طب سوزنی و ویتامین ها میتوانند جایگزین مناسبی باشند. نیز در برخی مواردی که درد ناشی از نقاط اتصالی بین ماهیچه و بافت باشد طب سوزنی و ماساژ برتری ویژه ای در درمان دارند.
ادامه مطلب ...