یکی مثل هیچکس

سلام غزل جان میلت هک شده هروقت اومدی وب تو بخش نظرات کامنت بذار

یکی مثل هیچکس

سلام غزل جان میلت هک شده هروقت اومدی وب تو بخش نظرات کامنت بذار

جملات روز مره

۱- اگر رد بشی شانس دیگه ای نداری

.If you flunk out you won`t get a second chance

2- عصبانیم نکن

.Don`t get on my bad side

3- بهتره تصمیمتو بگیری .

.You`d better make up your mind

4- خوب گوش بده ( این رو تو مغزت فرو کن ) دیگه نباید او مسئله رو شروع کنی.

.Now , get it straight . You shouldn`t get started on that again

۵- این آخرین پیشنهاد منه ، می خوای بخواه ، می خوای نخواه.

.That`s my last offer, take it or leave it

6- انتظار دارم این مسئله را خیلی جدی بگیری.

.I expect you to take this seriously

7- اگر نمی خواهیم از پروازمون عقب بمونیم بهتره که الان حرکت کنیم.

.We`d better take off now if we don`t want to miss our flight

8- دلم برایت می سوزد

.I feel sorry for you

9- فقط ایندفعه رو بهت اجازه میدهم ، بار دیگه نه.

.I let you have it this time, but not anymore

10- تو دخالت نکن (این به تو ارتباطی نداره )

.Keep out of this - This is not your bussiness - Don`t try to get involved

ادامه مطلب ...

ضرب المثل

 اینم ضرب المثل ها و اصطلاحاتی که قولشو داده بودم پس کم نق بزنین!

 

 

 

آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد

S/he tried to pluck under her/his eyebrow, but blinded the eye

******

اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یک‌ساعته شوهر میده

If s/he has seven blind daughters, s/he will marry them in an hour

******

آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری

Look at the strainer that tells the skimmer: You have three holes

******

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن

Don`t borrow from a baby-boomer, if you borrow, don`t spend it

******

یک شروع خوب، پایان خوبی در پی دارد
خشت اول چون نهاد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج

A good beginning makes a good ending

******

تا تنور داغه نونو بچسبون

strike while the iron is hot

******

با یه تیر دو نشون زدن

kill two bird with one stone

******

یعنی دود از کنده بلند میشه

the life is between the old dogs

******

دستش نمک نداره !

His cake is dough

ادامه مطلب ...

میرم که برم...




می نشینم روی این نیمکت دونفره و فکر می کنم به همه چیزبه خدایی که خیلی  وقت است گم شده خدا را می توان همه جور پرستید ... و من این گونه،  حالا که دارم می روم ... بگذار همه حرفهایم را بدون سانسور بزنم ... حتی آنهایی را که از ترس دلگیر   شدن نگفتم ... بی گمان این گونه بیشتر می پسندی ... یک وقت هایی بدجور به هم ریخته می شوم ... مثل همین الان و خیال می کنم هیچ کدام از حرف هایم را باور نداشتی تا آنجایی که اصلا خودم هم شک می کنم که چه گفته ام ...  

اصلا من گفته ام؟!
هرچه بیشتر می گذرد بیشتر به نوشته هایم شک می کنم ... می روم ... قرار است خدا را پیدا کنم ونامه ای را که نوشتم برایش بخوانم.  راستی من که دارم میرم ولی روی این نیمکت به اندازه شما

                                        هم جا هست ... هر وقت پیدایش کردین بنشینید...

                              و

                                           یادی هم از من بکنید

من اومدم!




آخ! که دلم چقدر برای هیچکس ها تنگ شده بود ....


دلم برای خونمون، شهرمون، کوچمون، شماها، هیچکس ها  وخلاصه همه چیز تنگ شده

من الان تو شهر تورنتو پیش عمه ام اینا هستم و مادرم اینا هم تو آمریکا هستن. دارم کلاس زبان میرم فشرده تا بتونم ادامه تحصیل بدم ... ولی خیلی سخته که آدم زبون این زبون نفهم ها رو نمی فهمه ...

آب و هوایی اینجا واقعا محشره مثل شمال میمونه یا حتی بیشتر ... اما خوب وطن آدم چیزه دیگه هست با اینکه اینجا کلی دوست و فامیل و آشنا داریم و پیدا کردم اما...دلم برای همه دوستا و آشناهام تو ایران بدجور تنگ شده .

فرید تو هم تنبل شدی آره!این چه وضع آپ وبلاگ هست کاری نکن که من قاطی کنما!!!

می خوام از مهاجرت بگم ، از خاطره هام تا الان که اینجام، البته بعد اینکه جا بیفتم و وقتمم کمی آزاد بشه

فعلا که خونه عمم اینا افتادیم تا بعد که ددی قراره خونه بخره اینجا ...........

برای همه تون آرزوی سلامتی می کنم


تو این ماه عزیز از همه تون التماس دعا دارم، واسه یکی از عزیزانم مشکلی پیش اومده و خواهشا دعا یادتون نره.


                        ==خدا حافظ==              

تنهایی



همیشه به درد دل این آن گوش می دهم، ولی هیچ کس به دردهای دل من توجهی ندارد

همیشه سنگ صبور دیگران بودم، اما هیچ کس سنگ صبور من نشد
همشیه دیگران را می خندانم، ولی هیچ کس از گریه های پنهانی من خبر ندارد
هرگز نخواستم بگذارم کسی گریه کند، ولی هیچ کس حتی از من نپرسید چرا گریه می کنم
همیشه دیگران را به زندگی امیدوار کرده ام، همیشه گل امید را به این و آن هدیه کرده ام، اما کسی نفهمید که من خود به زندگی امیدی ندارم
هرگز نگذاشتم که دوستانم در کنار من احساس تنهایی کنند، اما هیچ کس ندانست که من چقدر تنهایم
برای صدای دل عزیزانم احترام خاصی قائل بودم، اما کسی صدای بلند شکستن دل مرا نشنید
هرگز نخواستم از غصه هایم برایشان بگویم، اما همیشه گوش شنوای غمهای دیگران بودم
دل پر درد من دیگر به این چیزها عادت کرده، به فریادهای خاموش ، به آرام آرام شکستن، به گریه های شب هنگام
در زیر نور ماه، به تنها رفتن در راه
می گویند خرافات است اینکه هر کس طالعی دارد، ولی چه خرافات قشنگی است من خرافات را دوست دارم، چون زندگی ام با آن گره خورده
طالع من همین است که تنها بیایم و تنها بمانم و تنها بمیرم
من این طالع را دوست دارم چون منحصرد به فرد است، این طالع در انحصار من است از آن من است
اگر سرنوشت هر انسانی در دستان خودش است این من هستم که اسیر دستان سرنوشتم هستم، من این سرنوشت را دوست دارم
کاش دیگران بدانند....؟