یکی مثل هیچکس

سلام غزل جان میلت هک شده هروقت اومدی وب تو بخش نظرات کامنت بذار

یکی مثل هیچکس

سلام غزل جان میلت هک شده هروقت اومدی وب تو بخش نظرات کامنت بذار

گاهی اوقات

گاهی اوقات

احتیاج به یه آدمی داری?
یه دوستی?
که وایسته رو به ‌روت
که توی چشمات نگات کنه
و محکم بزنه تو گوشت
که تو? صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی
ببینی که خشمگینه?
ببینی که از دستت عصبانیه
توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره
ببینی که دوستته.
که نگاش کنی? همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده?
که بهت بگه « تو چته؟ بسه? به خودت بیا .. تو چته .. »
که سرت فریاد بکشه ..
که تو یه هو بلرزی?
که بری بغلش?
که بغلت کنه?
همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت? توی موهات?
که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش?
که تو چشمات رو ببندی?
روی شونه‌ش گریه کنی?
بلرزی?
و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته .. »

حرف دل

وقتی نه دلیلی برای گفتن هست
و نه گوشی برای شنیدن
وقتی سکوتم را التماس میکنی
و وادارم میسازی به خاموش ماندن

وقتی چشمانت را میبندی وبا تمام قوا
مرا به اعماق تاریکی هل میدهی

دیگر چیزی باقی نمی ماند
نه از من نه از سکوت نه از تاریکی نه از خاموشی .
خیالت راحت

چقدر بخشیدیم و چقدر خالی ماندیم!
انگار کسی ما را جز تنی هوسناک
نمیدید...
و تلخی بغض من هنوز در میان بوسه های خیس تو ناپیداست......
دیگر پیدایم نکن!!!
میگویند مرده ام

و چه بی هدف می گذرند این ثانیه ها
و چه خود سرانه می نویسد این قلم
دور از تو و
نزدیک به تو

میدونم یه روز میای به دیدنم

ولی اون روز دیگه پوسیده تنم

اگه بازش بکنی قلب منو

توی اون نوشته منتظرتم

با یک نگاه عاشق می شدیم و با یک اشاره دل می باختیم

وقتی به دل بستن خود فکر می کنم ؛ از همه آن سادگی ها به خنده می افتم...

ولی نه! اگر چه دل ها پاک بودند و بی آلایش ؛ اما زندگی مسیری به همان سادگی نداشت .

من به یک نگاه دل باختم و به صد اشاره آن را پاک کردم. می دانم آنچه باید ؛ اتفاق میافتد

من به تقدیر نوشته شده ایمان دارم و فکر می کنم آنچه باید؛ رخ خواهد داد.

پس خود را به سرنوشت می سپارم و ایمان دارم دل های پاک و بی گناه تقدیری زیبا دارند........

همین..

هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که بخاطر لرزش دستانم
در زیر آواره ای از رنگ ها ناپدید ماند ...

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم
در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم
در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم
در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم
ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم

love sms

ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از انه من است .
آن روز که لحظه وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه پا‌یان من است .



این اس ام سو برای 3 نفر بفرست. 1: بهترین دوستت, 2: عزیزترین کست.
3: عشقت. بعد بشین فکر کن ببین تو کدوم یکی بودی که من این اس ام سو رو برات فرستادم.



کسی که باورت داره همیشه 1 قدم جلوتر از کسی که دوست داره.


پرسید چون دوستم داری بهم نیاز داری ؟ یا چون بهم نیاز داری دوستم داری ؟ بهش گفتم چون دوستت دارم بی نیازترینم .



مگه میشه نباشی تو حریر خاطرم
مگه میشه نگذری از کنار پنجره ام
مگه میشه بی هوات لحظه ای نفس کشید
مگه میشه بی چشات رنگ خوشبختی رو دید



سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد



چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت



هر زنی دو مرد را دوست دارد.
یکی ساخته تخیلات اوست، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!
ارسال اس ام اس رایگان مجانی اس ام اس عاشقانه جملات کوتاه قشنگ زیبا
دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم!



قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله
من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله



چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!



می شود ای دوست آیا آن نگاهت را خرید ؟
یا برای آسمان ها روی ماهت را خرید؟
من دلم لبریز از آشوب و زنگار رو غم است
می شود آیینه وش یه لحظه آهت را خرید؟



اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستانی ترین روزم بهار است.



عاشق آن نیست که عشق تکه کلامش باشد. عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد.



زندگی درک همین امروز است . ظرف دیروز پر از بودن توست . شاید این خنده که امروز دریغم کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست.



رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوستت دارم حتی یه لحظه شک نکن...



پروانه نمی میرد تا گل به بغل دارد
این سینه نمی میرد تا عشق تورا دارد.



اگه بگم خرابتم قول میدی تعمیرم کنی؟
ارسال اس ام اس رایگان مجانی اس ام اس عاشقانه جملات کوتاه قشنگ زیبا
ای نگاهت رونق فردای من ، در تو معنا می شود دنیای من
ای کلامت بهترین اثبات عشق ،‌ با تو ماندن آرزوی رویای من



وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت تو هرگز ندیدی که چگونه می گریم . تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی



لبریزتر از هزار پیمانه شدیم دیوانه‌تر از هزار دیوانه شدیم دیدیم گلی به روی ما می‌خندد از پیله درآمدیم و پروانه شدیم



سیل دریا دیده هرگز بر نمی گردد به جوی
نیست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود



خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته




در پاسخ نامه ام گل یخ دادی
هربار مرا وعده دوزخ دادی
یک بار برو کلاس خیاطی عشق
شاید که خدا کرد و به ما نخ دادی



داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روزها عشق با گریستن ثابت میشود



بهای عشق چست بجزعشق به هم رسیدن یعنی اغاز با هم ماندن یعنی زند گی …زندگی با عشق یعنی کا میابی



در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است
ارسال اس ام اس رایگان مجانی اس ام اس عاشقانه جملات کوتاه قشنگ زیبا
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه



اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توی دنیا ، دل به تو سپرده بودم .



امروز رفتم برات یه ساعت بخرم ولی هر چی گشتم هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت پیدا نکردم



هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند، اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند



ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی



نه خطّی گوشه ی چشمم! نه رنگی بر لب و گونه … اتاق خواب من خالی … ز عطر وحشی پونه !… … دوباره روی تخت من … کتاب شعر و خودکارم! و تعدادی ورق پاره … برو!…از عشق بیزارم !



گل را برای مکانی عشق را برای زمانی و تو را برای همیشه دوست دارام



زندگی بدون عشق یعنی شلوار کردی بدون کش



افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد
ارسال اس ام اس رایگان مجانی اس ام اس عاشقانه جملات کوتاه قشنگ زیبا
نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر… و می دانی که کویر بدون باران زنده است… پس برو بمیر



همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او، و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او .اوژن استوار



هیچ وقت از خدا نخواه که همه ی دنیا مال تو باشه … همیشه از خدا بخواه کسی که همه ی دنیای توست مال کسی دیگه نباشه



اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می‌مانند، می‌شکنن



حکایت همان حکایت همیشگی ست ... یکی هست ... یکی نیست ... خط خطی هم ... همان خط خطی های همیشگی ست ... دل اما ... دل همیشه نیست



چارلی چاپلین: با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه،رختخواب خرید ولی خواب نه،ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه،می توان کتاب خرید ولی دانش نه،دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه



امروز ساعت دیواری اتاقم رو برداشتم و به جاش عکس تورو گذاشتم حالا تو شدی تمام لحظاتم



قلبم آسمان می شود به شوق تپیدن ستاره ی وجودت ... کاش میان تمام ستارگان ، *سهیل* نمی شدی ..



لحظه ها در پی هم می گذرند و میان آنها تو فقط می مانی . لحظه ای با من باش تا ابد در دل من مهمانی***



ماندم به تو ای گلشن زیبا چه نویسم من مور صغیرم به سلیمان چه نویسم ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم***



فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد
ارسال اس ام اس رایگان مجانی اس ام اس عاشقانه جملات کوتاه قشنگ زیبا
میدونی اوج رفاقت کجاست؟ ... اینکه به یاد رفیقی باشی که به یادت نیست ... ببین من الان اوج رفاقتم



شمابه علت حمل مرام وداشتن صفاومعرفت به حبس ابددرقلب من محکوم هستید!



باش بامن که همه رهگذران میگذرند
همه خوبند ولی خوبترازخوب تویی..



ای ناز تو بهترین سراغاز
چشمی به نیاز ما بینداز



ذغال قلیونتم رفیق! می سوزم تا بسازمت!!!!



در شهر خرابات کسی پیر نشد از خوردن ادمی زمین سیر نشد گفتیم جوانیم به پیری برسیم توبه کنیم از بس که جوان مرد کسی پیر نشد

بنویس نامه نویس

 

بنویس نامه نویس

حرفای خوب خوب بنویس

بنویس وقتی تو نیستی

دیگه انگار چیزی نیس

اگه خندش میگیره

گریه مو از سر بنویس

بنویس نامه نویس

بنویس خواستنم از جنس گله ابریشمه

بنویس پاکی من ،پاکی نور و شبنمه

همه دوست داشتنمو نقطه به نقطه بنویس

بنویس قصه زیاده،ولی کاغذم کمه

بنویس نامه نویس

بنویس خواستن من شمردنی نیس، بنویس

بنویس خسته شدم اونقده خسته که نگو

همه دلتنگی من که گفتنی نیس ،بنویس

ننویس نه ننویس هر چی که گفتم ننویس

ننویس نه ننویس هرچی دلت خواست بنویس

ننویس چون که براش نامه ها تکراری شده

چیزی از من ننویس ،فقط براش راست بنویس

نامه نویس ،راست بنویس،نامه نویس

دیشب دور از تو قلم برداشته

دیشب دور از تو قلم برداشته و متن زیر را برایت نوشتم تا بدانی دور از تو چه می کشم .

من نمی گویم با من حرف نزنی می میرم ولی اگه حرف بزنی زنده می مونم

حالا احساس امشبم را بخوان :

تو شب را با بالش خیس از اشک بسر کردن و از ترس اینکه

دلدارت دور از تو چه می کند و دستت را بی هوا به سویش که دردسترست نیست دراز کردن

وخود را در حفره های تنهایی یافتن را تا حالا حس کرده ای ؟؟؟

تو برای گریه کردن منتظر اشک شدن و بی دوست بودن را با تمام وجود

در یافتن و با حسرتهای بی پایان به امید اینکه روزی شاید

فقط یه جمله محبت آمیز از او بخوانی و بیهودگی این انتظاررا تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

به کسی دل بستن و دور از شهوت شبها را با موزیک حسرت و ترنم اشک به صبح رساندن

و تک تک امیدهای به یاس تبدیل شده دلت را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

تو زندگی کردن با روح دوست و شبها را به یاد مهتاب رویش و

ستارگان چشمان دلدارت به صبح رساندن را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

تونبض و تپش عشق را در رگهای دستانت که هر لحظه شوق در آغوش گرفتن یارش را دارد

و خود را در تنهایی شب میان گریه های سیاهی شب محصور دیدن را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

تو به درون وتفکرات عاشقانه برگشتن و سراپا درد عشق بودن و درمان نداشتن را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

تو تا لحظه ای که اشک چشمانت خشک نشده گریه کردن و با نگاههای عمیق پر ازحسرت عشق به همه جا نگاه کردن

را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟

تو کسی را که بیش از همه دوست داری و دستت به آن نمیرسد و بدون حضورش لحظه ای آرام

و قرار نداشتن را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟‌

تو محرم اسرار تنهائیت فقط قلم وکاغذ بودن و چشم به سفیدی کاغذ

و اشک قلم دوختن را تا حالا احساس کرده ای ؟؟؟‌

نمی دانم .....

ولی من تمام آنچه که گفتم با تمام وجودم احساس کرده ام