
دم جنبانک گفت:خب,چون از قلبت استفاده نمی کنی,قلبت را نمی بینی.ولی من مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.
کرگدن گفت:نه,من قلب
نازک ندارم,من حتما یک قلب کلفت دارم.
دم
جنبانک گفت:نه,تو حتما یک قلب نازک داری,چون به جای اینکه دم جنبانک را
بترسانی,به جای اینکه لگدش کنی, به جای اینکه دهن گشاد و گنده ات را باز
کنی وآن را بخوری,داری با او حرف می زنی.
کرگدن گفت:خب , این یعنی چی؟
دم
جنبانک گفت:وقتی که یک کرگدن پوست کلفت ,یک قلب نازک دارد یعنی چی؟یعنی
اینکه میتواند دوست داشته باشد,میتواند عاشق شود.
کرگدن گفت:اینها که
میگویی یعنی چه؟
دم جنبانک گفت:یعنی...بگذار روی پوست کلفت قشنگت
بنشینم,بگذار...
تو می روی من نیز می روم اما هرگز این بهار در غم رفتن ما جای خود را به زمستان نخواهد سپرد زندگی نه به تو دل سپرده است نه به من و من باور دارم زندگی بی وجود من و تو باز هم نامش زندگی خواهد بود...!
دوباره جهانی کثیف و خراب و چشمان من ، خسته و پر ز آب نگاهی به دنیای زشت و پلید نگاهی به دنیای پشت طناب به صبحی دگر ، ساعتی بیش نیست بیا ، گردنت ، اندکی هم شتاب خداحافظت ای جهان پلید خداحافظت ای خوشی - ای سراب و حالا سکوتی که حاکم شدست به من ... گردنم ... حلقه ی یک طناب ...

پنج وارونه چه معنا دارد؟! خواهر کوچکم از من پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت روی دیوار و درختان دیدم؛ باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...