-
و بگو!
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 14:01
و بگو! در کدام گورستان بخوابم برایم گلهای قشنگتری می آوری؟
-
من وتو
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 13:59
من وتو با همیم اما دلامون خیلی دوره همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره نداریم هیچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره من وتو،من وتو ،من وتو هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم خسته از این قصه ها ییم هم صدای بی صداییم نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما یه عمره وعده ها رو دادیم و حرف ها رو...
-
سال ها می گذرد...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 13:58
سال ها می گذرد و من از پنجـره ی بیـداری کوچه ی یــاد تــــو را می نگـرم .. می پویم .. و چنـان آرامـم که کسی فکـر نکـــرد زیـر خاکستـر آرامـش من چه هیاهویی هست !! عاشقی هم دردی است ! و من از لحظه ی دیـدار تــــو می دانستم که به این درد شبـی خواهـم مــرد !
-
فرصت نشد بهت بگم ..
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 13:57
فرصت نشد بهت بگم .. دوباره که نه .. هزار باره مینویسم ، تــو که نیستی .. دلم خاک میخورد ****** من به چشـم های بـی قــرار تـــو قول می دهم .. ریشـه های مــا به آب شاخـه های مـــا به آفتـاب می رسد... ****** در دنیا مجنون هایی هستند که به قدری دیوانه اند که هیچ چیز هرگز نمی تواند تب زیبای عشق را از چشمان شان برباید....
-
زندگی موهبتی است که...
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 13:51
زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است وتا وقتی امید است،زندگی است. ما قدرت آنرا داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی واشک را به خنده مبدل سازیم بشرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها ، نا امیدی ها،رنج ها و دردها«بله» بگوئیم. اگر بکوشیم کلماتی از قبیل «بله»،«امکان...
-
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
دوشنبه 12 بهمنماه سال 1388 13:47
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام٬ شب خاموش٬ راه آسمان ها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که می یافتند کولی های جادو گیسوش شب را همان جا ها که شب ها در رواق کهکشان ها خود می سوزند همان جاها که اختر ها به...
-
حرف های قشنگ
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:42
We must travel in the direction of our fear ****** The advantage of a bad memory is that one enjoys several times the same good thing for the first time ****** Respect is love in plain clothes ****** The innocent is the person who explains nothing ****** When everyone is wrong, everyone is right
-
فکر کن
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:36
خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد وقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود
-
ساده نرو...
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:35
همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای
-
مشاجره خنده دار
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:33
مرد: چرا دعوامون میشه ، تو عصبانی نمیشی؟ -- زن: خودمو کنترل میکنم -- مرد: چجوری؟ -- زن: توالتو میشورم! -- مرد: چه ربطی داره؟ -- زن: آخه با مسواک تو میشورمش !!!
-
شما هم نسبت به خداوند دینی دارید
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:29
آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است دل تاری است که وقتی بشکند بهتر می نوازد ملت عشق از همه دینها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارایی اش تنهایی اش آن چه به پروردگار مدیونیم , دوست داشتن دیگران است
-
کاش می شد...
یکشنبه 11 بهمنماه سال 1388 01:16
ای کاش می شد مثل یه برگ زرد توی پاییز زندگی رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد... ای کاش می شد
-
این راه نزدیک تر است...
شنبه 10 بهمنماه سال 1388 18:51
این راه نزدیک تر است... آرام بشین و چشمانت را ببند و به آرزوهای خود بیندیش ، اندیشیدن به آرزوها در تو احساس سبکی و زیبایی پدید می آورد. اکنون آرام آرام چشم بگشا و به اطراف خود بنگر ، موقعیتی در آن هستی در گذشته آرزوی تو بوده. اگر از موقعیت خود راضی و ناخشنودی کسی مسئول آن نیست.جملاتی از این قبیل را بسیار شنیده و نگران...
-
شعر
شنبه 10 بهمنماه سال 1388 18:47
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات و بکشم اگر نگاهم نکنی ناز چشاتو بکشم ای کاش بدونی چشاتو به صد تا دنیا نمی دم یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم ******** خانه ما ساده تر از کوچه ما است هر گوشه آن زمزمه مهرو وصفاست کوچک اما به بزرگی وجودت دلچسب و دل انگیز که هر پنجره اش رو بخداست گر غم فقر دست مرا تنگ نمود غصه ای...
-
می خواهم...
چهارشنبه 7 بهمنماه سال 1388 23:28
می خواهم بمانم تا جایی که بتوانم و نفس داشته باشم و دستان بی جانم یاری ام کنند. میخواهم دیروز را به امروز و امروز را به فردا بچسبانم! میخواهم دلتنگی ها یم را بیرون بریزم و از پشت پنجره ی آبی آسمان خدا به زندگی نگاه کنم . ولی این بار نگاهم معنای بیشتری دارد... که تور را خواهم گفت.